نقد کتاب بی‌شعوری

چه کسی اعتقاد دارد بی‌شعور است؟

یکی از نکاتی که باید به آن اشاره کرد سوالی است که در ابتدای کتاب با آن روبرو می‌شوید و مخاطب را وادار به اعتراف می‌کند. اعتراف به این که او یک بی‌شعور است. همین سوال است. و  اگر معتقدید بی‌شعورید که مطابق میل و خواسته نویسنده می‌توانید به خواندن کتاب ادامه بدهید و به نظر او این کتاب دقیقا برای خود شماست. اما اگر معتقدید که با شعور هستید، به عقیده نویسنده شما بی‌شعورید. چرا که از نظر او با شعور دانستن خود یکی از نشانه‌های بی‌شعوری است. در واقع نویسنده خودش را معیاری برای تشخیص شعور مخاطب می‌داند تا به این شکل دلیلی برای به وجود آوردن محرکی برای ایجاد تغییر یا به تعبیر دیگر برانگیختن احساس پیشیمانی مخاطب و ایجاد انگیزه برای تبدیل شدن به آدمی بهتر.

کتاب بیشعوری یک اثر اجتماعی و روانشناسانه است که به مخاطب کمک می‌کند خود را بهتر بشناسند. چرا که به تعبیر نویسنده این اثر، بی‌شعوری به ملیت یا باورهای قومی، دینی و… ارتباطی ندارد بلکه یک بیماری است که می‌تواند واگیردار باشد و همه را مبتلا کند. خاویر کرمنت در قالب طنز به بخشی از انسان‌‌ها برچسب بیشعوری می‌چسباند. از جمله این موارد همسایه‌ای است که زباله‌هایش را در جوی آب می‌ریزد، فعالان مدنی، مجری‌های تلویزیون، سیاستمداران، بزرگترهای فامیل، همسر، بچه تخس و شرور و … که در مقدمه و متن کتاب از آنها با عنوان بیشعور و بیشعوری نام برده شده است. توضیح این نکته هم ضروری است که کرمنت ابتدای کتاب اشاره می‌کند که منظورش از استفاده از لفظ «بی‌شعوری»، توهین یا ناسزاگویی نیست بلکه بی‌شعوری از نظر او یک بیماری است.

بجز دستورات متفاوت با فرهنگ و باورهای ما در مورد بنیان خانواده که در لایه‌های کتاب به صورت مستقیم به آنها پرداخته شده است، نمونه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد چرا باید حتی در مجوز نشر بیشعوری دقت بیشتری می‌شد. در این کتاب بارها از کلمات و نشانه‌های غیر اخلاقی یا رکیک استفاده شده و نمونه‌های آن را در صفحات ۱۹، ۲۲، ۴۲، ۴۵ و … می‌توان مشاهده کرد.

داشتن ارتباط‌های نامحدود و بدون هیچ قید و شرط و زیر سوال بردن ازدواج در قالب طنز به مخاطب القا می‌شود. نویسنده در این کتاب ازدواج را امر محدود کننده‌ای می‌داند. به عنوان نمونه بخشی از نوشته‌های کتاب در صفحه ۳۴ را بخوانید:

«هیچ وقت ازدواج نکرده‌ام، اما هرگز بابت این موضوع پشیمان نیستم. هر وقت دلم بخواهد مدتی را با یکی می‌گذرانم. با این کار از هزینه‌های زندگی و زن و بچه خلاصم و …»

شاید در نگاه اول این متوجه این موضوع نشوید و از جمله‌هایی نظیر اینها ساده بگذرید. جملات: «والتر الان در گوشه‌ای از خاورمیانه به شتربانی مشغول است. او مدعی است که خدا را دوباره شناخته است و می‌گوید: اگر خداوند بتواند امثال این مومنان بمب گذار و من بیشعور را ببخشد پس قدرتمندترین قادر جهان است» که در صفحه ۴۸ این کتاب نوشته شده و یا جمله «ماجرای کشیشی که درباره زنای محصنه موعظه می‌کند و بعدا معلوم می‌شود که خودش با زنان زیادی ارتباط داشته». موردی که در صفحه ۴۶ کتاب بیشعوری به آن اشاره شده اما نویسنده به وسیله مفاهیم فلسفی عرفانی انحرافی و طعنه زدن به دین قصد ایجاد دین ستیزی دارد. نکته‌هایی که ممکن است مخاطب با خواندن کتاب بدون تامل بر جملات متوجه آنها نشود.

و یکی دیگر از ایرادات این کتاب، کم ارزش نشان دادن آدمی است. این کتاب به افراد یاد می دهد همه را بیشعور ببینند حتی خودشان را. در حالی که دنیای روان شناختی و روح و معنوی به افراد یاد می‌دهد که خودشان را لایق بهترین‌ها ببینند و برای رشد و پیشرفت خودشان و دیگران اراده کنند. یاد بگیرند شخصی را به این شکل مورد توهین قرار ندهند، بلکه کمکشان کنند تا باشخصیت زندگی کنند.

از انصاف نگذریم، بجز مواردی که ذکر شد، کتاب متن خوبی دارد و می‌توان از آن به عنوان آیینه‌ای در برابر انسان‌هایی که دچار اشتباهات رفتاری هستند استفاده کرد. اشتباهاتی که در این کتاب با عنوان بی‌شعوری یاد شده است.

برای اطلاعات بیشتر در مورد کتاب، میتوانید خلاصه رمان بیشعوری را مطالعه کنید.

شما می‌توانید برای خرید کتاب بی‌شعوری به فروشگاه اینترنتی کتابچی مراجعه کنید و یا برای دریافت کتاب بیشعوری کلیک کنید

منابع:

چرا بیشعوری بازار خوبی دارد؟

کج سلیقگی در تبلیغ یک کتاب غیر اخلاقی

چرا بیشعوری می‌خوانیم؟

اضافه کردن نظر

رفتن به نوار ابزار