نویسنده: شبنم سمیعی

مروری بر کتاب سقوط اثر آلبر کامو

اگر کتاب ‌«بیگانه»ی کامو را خوانده باشید، با صراحت لهجه و طنز تلخی که در کلام کامو جریان دارد آشنا هستید. حکایت داستان‌های کامو همان صدای خنده‌ای است که در اوجِ پوچی، دریا را درمی‌نوردد و ریاکاری انسان‌های جامعه را یک‌به‌یک، به صورتشان تف می‌کند. قاضی تائبِ داستان کامو، یا همان راوی قصه‌ی ما، با […]

مروری بر کتاب «سفر در اتاق کتابت» اثر «پل استر»

سفر در اتاق کتابت، داستان سفری یک روزه به همراه پیرمردی است که هم‌زمان هم متهم است، هم بی‌گناه؛ هم نویسنده است و هم خواننده. داستانی که در یک اتاق دربسته با تعداد محدودی از اشیا و شخصیت‌ها روایت می‌شود، اما آن‌چنان که استر می‌گوید به مدد کلمات و به‌روی کاغذ آورده شدنش می‌تواند تا […]

مروری بر کتاب «خانم دلوی» اثر «ویرجینیا وولف»

در سال ۱۹۲۵، در یکی از پربارترین دوره‌های تاریخ ادبیات انگلیسی، ویرجینیا وولف با فاصله‌گیری از جریان غالب رمان‌نویسی آن دوره شاهکاری بی‌نظیر را خلق می‌کند. وولف در این رمان، گویی در دریاچه‌ای عظیم با پریدن از سنگی به سنگی دیگر، بر سطوحی لیز، ناهموار و ناپایدار؛ از تصویری به تصویری دیگر، از فکری به […]

مروری بر کتاب عقرب روی راه پله‌های راه آهن اندیمشک

رمان «عقرب روی پله‌های راه‌آهن اندیمشک؛ یا از این قطار خون می‌چکه قربان!» نوشته‌ی حسین مرتضائیان آبکنار در سال ۱۳۸۵ توسط نشر نی در تهران منتشر شد. این رمان که از نوزده فصل تشکیل شده روایت متفاوتی از جنگ ایران و عراق را بازگو می‌کند. این کتاب برنده جایزه گلشیری، جایزه مهرگانِ ادب و جایزه ادبیِ واو برای متفاوت‌ترین رمان سال […]

مروری بر کتاب گرسنگی اثر رکسان گی

نوشتن این کتاب یک اعتراف است. این‌ها زشت‌ترین، ضعیف‌ترین، عریان‌ترین بخش‌های وجود من هستند. این حقیقت من است. این سرگذشتی‌ است از بدن (من) چون، اکثر اوقات، داستان‌های بدن‌هایی مانند بدن من یا نادیده گرفته می‌شوند یا طرد می‌شوند و یا مسخره‌شان می‌کنند. مردم بدن‌هایی مانند بدن من را می‌بینند و برای خودشان فرضیه‌هایی می‌سازند. […]

مروی بر کتاب به سوی فانوس دریایی اثر ویرجینیا وولف

و ما بر بیکران سبز و مخمل‌‌گونه‌ی دریامی‌اندازیم زورق‌های خود را چون کل بادامو مرغان سپید بادبان‌ها را می‌آموزیمکه باد شرطه را آغوش بگشایندو می‌رانیم گاهی تند، گاه آرام مهدی اخوان ثالث به همراه ویرجینیا وولف درون قایقی نشسته‌ایم و با خانواده‌ی رمزی هم‌سفریم. گه‌گاه پرتو نوری از فانوس دریایی بر ما می‌افتد و چهره‌های […]
lightbox
رفتن به نوارابزار