موجود
کتاب چشمهایش
کد کالا: ۵۹۱۰

چشمهایش

ناشر:

نگاه

نویسنده:

بزرگ علوی

قیمت: ۲۹۰۰۰ ۲۳۲۰۰ تومان
(۳ از مجموع ۲ نظر)

«چشم‌هایش» ، برجسته‌ترین رمان  «بزرگ علوی»   است که برای نخستین بار در سال ۱۳۵۷ منتشر شد پس از پنج دهه هنوز مخاطب خودش را دارد و بارها تجدید چاپ شده است. نوشتن این کتاب بنا بر یادداشتی که بزرگ علوی در انتهای این رمان گذاشته، شش ماه طول کشیده است. داستان چشم‌هایش توصیف دقیق درباره آشنایی و زندگی و احساسات زنی به نام فرنگیس است؛ که این آشنایی در زمان پهلوی اتفاق می‌افتد. توصیف فضای سیاسی خوف برانگیز تهران، آب پاکی را روی دست مخاطب می‌ریزد و متوجه‌اش می‌کند که با کتابی سیاسی روبرو است.

نگارش این رمان براساس یادداشت نویسنده که در انتهای کتاب آمده، شش ماه به طول انجامیده است. علوی در این رمان به توصیفی دقیق و موشکافانه درباره زندگی و احساسات زنی به نام فرنگیس پرداخته است. این اثر، توانسته است بیش از پنج دهه با موفقیت در کنار مخاطب ایرانی بماند و بارها تجدید چاپ شود. گفتنی است این کتاب به زبان عربی  و کردی هم‌ترجمه شده است.

«تهران خفقان گرفته بود. هیچ‌کس نفسش درنمی‌آمد. همه از هم می‌ترسیدند. خانواده‌ها از کسان‌شان می‌ترسیدند. بچه‌ها از معلمان‌شان؛ معلمان از فراش‌ها و فراش‌ها از سلمانی و دلاک؛ همه از خودشان می‌ترسیدند. از سایه‌شان باک داشتند. همه‌جا، در خانه، در اداره، در مسجد، پشت‌ترازو، در مدرسه و در دانشگاه و در حمام، مأمورانِ آگاهی را دنبال خودشان می‌دانستند. / بخشی از داستان»

پرداخت قوی و فضاسازی جذاب داستان، از چشمهایش داستانی ساخته است پر از کشش که نه تنها مخاطب را خسته نمی‌کند، بلکه مخاطب شیفته داستان می‌شود.

چشم‌ها، چه می‌گویند؟!

«آیا این چشم‌ها از آن یک زن پرهیزگار از دنیا گذشته بود یا زن کام‌بخش و کام‌جوئی که دنبال طعمه می‌گشت، یا اینکه در آنها همه چیز نهفته بود؟ آیا می‌خواستند طعمه‌ای را به دام اندازند؟ یا له طلب و تمنا می‌زدند؟ آیا صادق و صمیمی بودند یا موذی و گستاخ؟ عفیف یا وقیح؟ آیا بی‌اعتنائی جلوه‌گر شده بود؟ یا التماس و التجاء؟ اگر التماس می‌کردند چه می‌خواستند؟ این نگاه، این چشم‌های نیم‌خمار و نیم‌مست چه داستان‌ها که نقل نمی‌کردند.» / بخشی از داستان»

رمان چشم‌هایش، داستانی است که در دوران حکومت پهلوی ساختار شکن و تاثیر گذار بود و حالا عاشقانه‌ای است تمام عیار. این کتاب باعث شد تا نام بزرگ علوی بر سرزبان‌ها بیفتد و او را میان اهالی قلم، مشهورو معروف کند.   رمان چشم‌هایش را شاید بتوان اینگونه معرفی کرد: داستانی که یک زن با تمام عواطف و ارتشاعات روانی و ذهنی در دل آن قرار گرفته بدون آنکه دیگر موضوعات مطرح شده در داستان سایه‌ای روی آن بیندازد.

قصه از کجا شروع شد؟

«استاد ماکان یک استاد نقاشی و مشهور و در عین حال یک مبارز سیاسی حکومت رضاشاه پهلوی است که به داشتن سیاسی دستگیر و تبعید می‌شود و در دوران تبعید از دنیا می‌رود. به دلیل اینکه استاد ماکان یکی از چهره‌های نام آشنای شهر بود و در زمان تبعید از دنیا می‌رود، حکومت برای سرپوش گذاشتن بر این مرگ مشکوک، و بی‌گناه جلوه دادن خودش، تصمیم می‌گیرد که نمایشگاهی از آثار استاد ماکان برگزار کند. استقبال مردم از این نمایشگاه و بازدید زیاد، باعث می‌شود که حکومت تصمیم به تعطیلی نمایشگاه بگیرد.

روای داستان

داستان از زبان ناظم مدرسه روایت می‌شود که بعد از برگزاری نمایشگاه در مدرسه شیفتهٔ تابلوی «چشمهایش» استاد شده است. ناظم  تصور می‌کند ممکن است که صاحب این چشم‌ها در  مرگ استاد نقشی داشته باشند. بنابراین، می‌خواهد از راز نهفته در چشم‌های زن سر در بیاورد و برای رمزگشایی از راز این نقاشی، تصمیم می‌گیرد زنی را که سوژه تصویر شده را پیدا کند. داستان از همین تلاش برای گره گشایی و رسیدن به آن زن آغاز می‌شود.

«فرنگیس»، که عاشق استاد ماکان بود، دختر یکی از ثروتمندان و سرمایه‌داران شهر و صاحب آن چشم‌ها است. ماکان هم عاشق فرنگیس شده اما به عشق او اهمیتی نمی‌دهد و حتی در ادامه داستان متوجه فداکاری فرنگیس نیز نمی‌شود.

بعد از دستگیری ماکان، فرنگیس خواستگاری شهربانیچی را قبول می‌کند و شرط قبول کردن پیشنهاد ازدواجش را نجات جان استاد ماکان  می‌گذارد.

بعد از اتفاقاتی که در نمایشگاه می‌افتد، ناظم بالاخره پس از سال‌ها، موفق می‌شود با فرنگیس  ملاقات کند و داستان آشنایی این دو نفر را از زبان فرنگیس بشنود.

ای چشم‌ها، اگر صاحب شما با من بود.

«چشم‌های تو مرا به این روز انداخت. این نگاه تو کار مرا به اینجا کشانده. تاب و تحمل نگاه‌های تو را نداشتم. نمی‌دیدی که چشم به زمین می‌دوختم. گفتم: در چشم‌های من دقیق نگاه کن! جز تو هیچ چیزی درآن نیست …» / بخشی از داستان

در قسمتی دیگر از کتاب می‌خوانید:

«زیر تابلو، زیر قاب عکس، استاد به خط خود نوشته بود: چشم‌هایش - یعنی چشم‌های زنی که او را خوشبخت کرده یا به روز سیاه نشانده. چشم‌های زنی که درهرحال در زندگی استاد اثر سنگینی گذاشته و نقاش را برانگیخته است.
به چه قصد این صورت را ساخته بود؟ آیا بدین منظور که از غربت پس از مرگش هدیه‌ای برای معشوقه‌اش فرستاده و بدین وسیله وفاداری و دلدادگی خود را بروز داده باشد؟
یا اینکه می‌خواسته به زنی که با چشم‌هایش او را اسیر کرده بود بگوید که من تو را شناختم به طوری که خودت نتوانستی خویشتن را بشناسی، و من میدانم تو باعث شدی که من امروز زجر بکشم. شاید هم می‌خواهد بگوید: ای چشم‌ها، اگر صاحب شما با من بود من تاب می‌آوردم و خوشبخت می‌شدم».

بسیاری از منتقدان، استاد ماکان را برداشتی از زندگی کمال‌الملک می‌دانند و بسیاری نیز او را به تقی ارانی، نویسنده چپ‌گرا، نسبت داده‌اند.


  • نام کامل کتاب:

    چشمهایش

  • وزن:

    ۲۷۸ گرم

  • شابک:

    ۹۷۸۹۶۴۶۷۳۶۵۹۷

به این کالا امتیاز دهید