موجود
کتاب قلعهٔ حیوانات
کد کالا: ۵۹۲۱

قلعهٔ حیوانات

ناشر: جامی

مولف: جورج اورول - امیر امیرشاهی

قیمت: ۱۴۰۰۰ ۱۱۹۰۰ تومان

(۵ از مجموع ۱ نظر)

کتاب «مزرعه حیوانات» (Animal Farm) نوشته «جورج اورول»، در 17 آگوست سال 1945 به زبان انگلیسی نوشته شد و تاکنون میلیون‌ها نسخه از آن به فروش رسیده است. مزرعه حیوانات با فاصله کمی پس از انتشار، به فارسی ترجمه شد. این کتاب توسط ناشرین و مترجمین مختلف در ایران چاپ شد و به فروش زیادی دست یافت. یکی از اولین این ترجمه‌ها، ترجمه «امیر امیرشاهی» در سال 1348 بود که با نام قلعه حیوانات منتشر شد. این کتاب را انتشارات «جامی» منتشر کرده و در اختیار مخاطبان قرار داده است.

کاش نه دمی داشتم و نه مگسی آفریده می‌شد.

کتاب «مزرعه حیوانات» دارای زبانی ساده و روان، و طنز آمیز و جذاب می باشد و در عین حال رمانی اجتماعی، سیاسی و سمبولیک است که یکی از معروف‌ترين و پرخواننده‌ترين رمان‌های جهان محسوب می‌شود. این اثر، رمانی درباره انقلاب حیوانات است و به تاریخ رویدادهای اتحاد جماهیر شوروی در قرن بیستم اشاره می‌کند.

در بین جملات بی‌نظیر و تا حدودی طنز آمیز و نمکی می‌توان به جمله جناب بنجامین الاغ اشاره کرد که می‌گفت: « خدا به من دمی عطا کرد که مگس‌ها را برانم ولی کاش نه دمی داشتم و نه مگسی آفریده می‌شد.»
از با مفهوم‌ترین جمله، بین جملات این قلعه که با جامعه کنونی نویسنده مطابقت دارد می‌توان به این جمله اشاره کرد: «تنها بنجامین معتقد بود که جزئیات زندگی طولانی‌اش را به خاطر دارد و می‌داند همه چیز همان است که همیشه بوده و بعد ها نیز به همین منوال خواهد بود، زندگی نه بدتر می‌شود و نه بهتر او می‌گفت گرسنگی مشقت قوانین لا یتغیر زندگی است.» که این بدین معناست که انقلاب کارگری بر پایه نظام کمونیسم پایدار نخواهد بود.

جورج اورول با بیانی گیرا و زبانی مسلط به خوبی توانسته فقر و استبداد حاکم بر جامعه خود را آن طور که باید و شاید مدنظر خود می باشد، توصیف کند.

وقتی از مزرعه حیوانات حرف می‌زنیم از حکومت شوروی حرف می‌زنیم.

مخاطب اصلی جورج اورول در مزرعه حيوانات حكومت ـ كمونيستي شوروی سابق و نمودار شخصيت‌های صحنه داستان همان سردمداران حكومت در سال‌های 1930 تا 1950 بودند ولی در واقع نيش تيزقلم او تمامی ديكتاتورهايی را مورد حمله قرار می‌دهد كه چه پيش از آن بوده‌اند و چه در حال حاضر وجود دارند و چه در آينده خواهند آمد. ديكتاتورهای مورد حمله اورول جغرافيای خاصی ندارند و آنها را می‌توان در جای‌جای جغرافيای امروز و لا‌به‌لای صفحات تاريخ پیدا کرد.

همه حیوانات باهم برابرند، اما بعضی برابرترند.

داستان از آن جایی شروع می‌شود که آقای جونز، صاحب مزرعه اربابی، با سخت‌گیری‌ها و بی‌توجهی‌های پی‌در‌پی باعث رنجش خاطر حیواناتِ مزرعه شده است. شب، به دور از چشم آقای جونز همه حیوانات بنابر درخواست میجر پیر، یکی از خوک‌ها، در طویله بزرگ، دور یکدیگر جمع می‌شوند. میجر پیر برای حیوانات از زندگی فلاکت بارشان می‌گوید. از اینکه برای رسیدن به خوشبختی حقیقی راهی طولانی پیش رو دارند.

« حالا رفقا، ماهیت زندگی ما چیست؟ بیایید با خودمان روراست باشیم. زندگی ما ادبار کوتاه و پر از درماندگی است. به دنیا می‌آییم، فقط به اندازه بخور و نمیر به ما می‌دهند و تا جان داریم از گرده‌مان کار می‌کشند و به درد نخور که شدیم با بی رحمی تمام از دم تیغ می‌گذرانندمان... پس رفقا، آیا مثل روز روشن نیست که همه بلاهای زندگی ما از خودکامگی انسانِ دو پا آب می‌خورد؟ کافی است که از شر انسانِ دو پا خلاص شویم...» / بخشی از داستان

روزهای سخت تلاش برای آزادی سپری می‌شود و حیوانات با تلاش بسیار موفق می‌شوند آقای جونز را از مزرعه بیرون کنند و مزرعه حیوانات را بعد از سال ها از بردگی نجات بدهند. در این میان، میجر پیر موفق نمی‌شود مدینه فاضله‌ای را که همه را به آن دعوت کرده بود ببیند و پیش از شکل گیری مزرعه حیوانات، می‌میرد. بعد از مرگِ میجر، 7 دستور روی دیوار طویله نوشته می‌شود و عمل کردن بر اساس آنها وظیفه همه حیوانات می‌شود.

«هفت فرمان»

پس از پیروزی انقلاب حیوانات، یک قانون اساسی معروف به «هفت فرمان» بر روی دیوار مزرعه نوشته می‌شود که شامل بندهای زیر است:

همه آنها که روی دوپا راه می‌روند دشمن هستند.

همه آنها که چهارپا یا بالدار هستند، دوستند.

«رفقا به یاد داشته باشید که هرگز نباید در شما تردیدی پیدا شود، هیچ استدلالی ‫نباید شما را گمراه سازد. هیچ‌گاه به کسانی که می‌گویند انسان و حیوان ‫مشترک‌المنافعند یا ترقی یکی منوط به پیشرفت دیگری است اعتماد نکنید. این ‫حرف‌ها دروغ محض است. بشر به منافع هیچ موجودی نمی‌اندیشد. در این مبارزه باید ‫بین ما حیوانات رفاقت و اتحاد کامل وجود داشته باشد. بشر جملگی دشمن و حیوانات ‫جملگی دوستند.» / بخشی از داستان

هیچ حیوانی حق پوشیدن لباس را ندارد.

هیچ حیوانی حق خوابیدن در تخت را ندارد.

هیچ حیوانی حق نوشیدن الکل را ندارد.

هیچ حیوانی حق کشتن حیوان دیگری را ندارد.

همه حیوانات با هم برابرند.

در طول داستان، مشخص می‌شود که همه این اصول هفت‌گانه در واقع زیربنای داستان هستند که اورول گام‌به‌گام در روایت خود، ارتباطش را تا انتها با آن‌ها حفظ می‌کند. این «هفت فرمان»، برای حیوانات نوشته شده‌اند؛ اما با کمی دقت می‌توان به‌راحتی متوجه شد‌ اشاره نویسنده به زندگی و ویژگی‌های رفتاری انسان‌ها است.

«حیوانات بیرون از ساختمان از خوک به انسان٬از انسان به خوک و دوباره از خوک به انسان چشم دوختند؛ ولی دیگر نمی‌توانستند تشخیص دهند که کدام به کدام است!» / بخشی از داستان

با گذشت زمان قوانین توسط رهبران نقض شده و با پایمال‌شدن حقوق طبقات پایین جامعه از منافع طبقات قدرتمند حمایت می‌شود. در نهایت، تنها اصل هفتم با این تغییر روی دیوار باقی می‌ماند:

«همه حیوانات باهم برابرند، اما بعضی برابرترند».

اورول امیدوار بود که با نوشتن رمان خود حقیقت سیستم دروغین شوروی را بر ملا کند. همان طور که گفته شد هر یک از شخصیت‌های داستان، نماد اشخاص تاریخی هستند. آقای جونز که صاحب مزرعه‌ اربابی بود نماد تزار روسیه، نیکولای دوم، است. نیکلای دوم ،آخرین تزار روسیه است که نشان داده بود از اداره ارتش، در جنگ جهانی اول عاجز است. 

در این کتاب هر گروه از حیوانات نقش گروهی از اجتماع را بازی می‌کنند که دست به انقلابی برای بهبود زندگی خود می‌زنند اما حاکمانی که انتخاب می‌کنند همان‌هایی می‌شوند که زندگی آنها را به فنا می‌کشند.

«همیشه خوکها تصمیم می‌گرفتند، سایر حیوانات هرگز نمی‌توانستند تصمیمی اتخاذ کنند ولی رای دادن را یاد گرفته بودند.» / بخشی از داستان
«فورا رای گرفتند و با اکثریت چشمگیری تصویب شد که موش ها از دوستانند. فقط چهار رای مخالف بود: سه سگ و یک گربه. بعد معلوم شد گربه علیه هر دو رای داده است.» / بخشی از داستان

میجر: خوک پیری که اولین گفت‌وگو در مورد انقلاب و شورش در مزرعه را بیان می‌کند، نظریه‌پردازان جنبش کمونیستی نظیر مارکس و لنین را به ‌خاطر می‌آورد.

ناپلئون: یکی از دو خوکی که رهبری انقلاب را در دست دارد، اما به مرور از انگیزه‌های خودخواهانه و فسادهایش پرده‌برداری می‌شود؛ به رهبران مستبد انقلاب‌های کمونیستی نظیر استالین اشاره دارد.

سنوبال: نماینده‌ای از رهبران انقلابی است که توسط رژیم قربانی توطئه‌ها می‌شود.

باکسر: اسبی از طبقه‎ کارگر که با آنکه شاهد بسیاری از قانون‌شکنی‌هاست، جسارت ابراز ندارد و نسبت به همه اتفاقات بی‌تفاوت است.

گوسفندان: طبقه کارگر جامعه را به تصویر می‌کشند که بدون هیچ اراده‌ای تنها از رهبران دنباله‌روی می‌کنند.

«اخیرا هم گوسفندان آموخته بودند که همیشه بع بع راه بیاندازند و با این کار جلسات را منحل کنند. خصوصا ملاحظه شده بود که در لحظات حساس سخنرانی اسنوبال را با بع بع کردن "چهارپا خوب دوپا بد" برهم بزنند.» / بخشی از داستان
«ناپلئون فرمان داده بود که هفته ای یک بار باید کاری که تظاهرات خودجوش نامیده می شود انجام گیرد.» / بخشی از داستان

موزز: کلاغ پیر سیاهی که می‌تواند نماینده‌ روحانیون کلیسا در زمان استالین باشد. آنها مردم را با وعده‌هایی از زندگی شیرین به سکوت و تحمل سوق می‌دادند.

عقب‌نشینی حیوانات به داخل قلعه: عقب‌نشینی نیروهای شوروی به پشت دروازه‌های مسکو و نهایتا بیرون راندن انسان از قلعه که نماد دفع حملات آلمان‌ها و پیشروی تا برلین می‌باشد.

قلعه حیوانات با بهره‌گیری از یک داستان تمثیلی و شخصیت‌هایی نمادین، مفاهیمی از دیکتاتوری، کمونیسم و انقلاب را به زیبایی هرچه تمام به تصویر می‌کشد.


به این کالا امتیاز دهید

برچسب‌های کالا: